به رادیو فردا

رادیو فردا امروز مصاحبه ای داشت با رضا پهلوی. دلیل مصاحبه ظاهرا این بود که خوانندگان و شنوندگان رادیو فردا رضا پهلوی را به عنوان شخصیت سال ١٣٩٠ انتخاب کردند. من هم میگم دم شنوندگان و خوانندگان رادیو فردا گرم. دم شازده رضا پهلوی هم گرم
ولی حالا بریم سراغ چند تا ازسئوالاتی که رادیو فردا در این مصاحبه از رضا پهلوی کرده
آیا شما شغلی هم دارید
درآمدتان از چه محلی هست
آیا همسرتان شاغل است
آیا همسرتان مخارج شما را تامین میکند
آیا شما مدرسه که میرفتید معلم از ترس به شما همیشه نمره ٢٠ میداد
آیا وقتی با تیم ملی فوتبال تمرین میکردید همه بازیکنها از ترس به شما پاس میدادند
شازده هم اینقدر باادب و با حوصله به سوالات رادیو فردا جواب داده که حوصله من بی ادب از خوندن مصاحبه سر رفت. حالا به من بی ادب بگید، زود باش بابا چی میخوای بگی؟ من میخوام بگم آی رادیو فردا باشه از رضا پهلوی این مثلا سوالاتت رو پرسیدی شازده هم جوابت رو داد. نامردی اگر عین همین سوالات رو از دار و دسته خودتون نپرسی. حالا ممکن هست یکی بگه آی بی ادب به آزادی مطبوعات احترام بگذار رادیو فردا آزاد هست که هرچی دوست داشت از هر کس دلش خواست بپرسه. من هم جواب میدم که من خودم هم مطبوعاتم دیگه، منم هرچی تو دلم هست به هر کی دلم خواست میگم. باز برگردیم سراغ رادیو فردا، آره رادیو فردا نامردی اگه از اکبر گنجی کس کش هم نپرسی حقوقش رو کی میده
آی رادیو فردا پدرت هم نامرده اگر از حجت الاسلام کدیور کونی هم نپرسی آخه مادر سگ حجت الاسلام بودن که شغل نیست بگو ده سال تو واشنگتن داری چه کونی میدی
رادیو فردا تو اگه راست میگی از مهاجرانی مادر جنده هم بپرس مادر کونی تو چه جوری دکتر شدی؟ استادها ازت میترسیدند یا اینکه دکتر شدنت اصلا استاد هم نمی خواست
برو از پسر کس کش رفسنجانی کوسه کونی بپرس چه جوری دانشگاه راهش دادن
بعد هم از همشون بپرس زناشون چکار میکنن بپرس ببین غیر از کس دادن و توله آخوند پس انداختن هنر دیگه ای هم دارن یا نه
باشه تو این سوالات رو از رضا پهلوی پرسیدی اونم خیلی مودبانه شاشید به روحت ولی همین که گفتم نامردی، پدرت هم نامرده، پدر پدرت هم نامرده اگر عین همین سوالات رو از دارودسته خودت هم نپرسی
راستی یک چیز دیگه تا یادم نرفته، مصاحبه کننده هر کی بوده خودش رو لو داده و معلوم هست که بچه آخونده. کس کش میخواد به رضا پهلوی بگه من داشتم روزنامه های قدیمی رو ورق میزدم، گفته من داشتم در روزنامه های قدیمی تورق میکردم. احتمالا طرف بچه که بوده خمینی کونش گذاشته فارسی حرف زدنش عین اون گه بگور هست
بقیه سوالها و جوابهای رضا پهلوی را اگر تا حالا نخوندین میتونین رو این لینک کلیک کنید و بخونید

یک سوال از بی بی سی

بی بی سی یک ستونی داره به اسم ناظران می گویند. همین الان رفتم روی سایت بی بی سی و دیدم که ناظر این هفته اش مسعود خدابنده یا بهتره بگم مسعود خمینی بنده هست و یک مقاله ای نوشته در مورد آینده مجاهدین خلق. ناظر هفته قبل هم اکبر گنجی بود و ناظر هفته قبل از اون مجید محمدی و هفته قبل از اون باز گنجی و قبل از اون فرخ نگهدار و قبل از اون یک گند و گه دیگه. ایرج میرزا یک شعری داره که میگه،
چرا در روی یک خویش تو مو نیست؟
چرا هرکس رفیق توست کونی ست؟
حالا باید از این آیت اله بی بی سی پرسید که آخه نکبت تو چرا همه ناظرات کونی هستن؟ چرا همه جاسوس آخوندا و عامل وزارت اطلاعات هستن

باز هم اهالی کوفه

امشب شب عاشورا هست و توی این مسجد و اون مسجد دارن به اهالی کوفه بد و بیراه میگن. ولی تحقیقات تاریخی بی ادب نشون میده که این اهالی کوفه بد بختها خیلی هم آدمهای روشنی بودن. میدونین دلیل اینکه بیعتشون با امام حسین رو پس گرفتن چی بود؟ حالا براتون میگم. حسین تو مدینه چارزانو نشسته بود و سرش رو انداخته بود پائین و به کیر و خایه خودش نگاه میکرد و به شاگرداش میگفت یزید باید بره. خلاصه یزید از فرماندار مدینه خواست که حسین رو از مدینه اخراج کنه و بالاخره پدر بی پدر پدربزرگ ابراهیم یزدی رفت و یک شتر آخرین مدل گرفت و حسین و اهل و عیال راه افتادن طرف مکه. وقتی رسیدن مکه حسین رفت نشست زیر یک درختی و شروع کرد خالی بندی کردن و دروغ گفتن. پدر بی پدر پدربزرگ بی بی سی لندن اومد باهاش مصاحبه کردن که خوب جناب حسین برنامه حکومت شما برای مردم کوفه چی هست؟ حسین هم باز چارزانو نشست و سرش رو انداخت پائین و نگاه کیر و خایه خودش کرد و گفت ولکن زنها در کوفه در پوشیدن حجاب آزاد هستن و کمونیستها هم در کوفه در ابراز عقیده آزاد خواهند بود. بی بی سی هم سه شماره اخبار رو رسوند به کوفه. پدر بی پدر پدربزرگ مطهری و بهشتی و منتظری هم حرفای حسین رو ضبط میکردن بعد میبردن تو دانشگاههای کوفه پخش میکردن. باز فردا حسین میرفت چارزانو می نشست زیر درخت و سرش رو می انداخت پائین و به کیر و خایه اش نگاه میکرد و میگفت ولکن در حکومت اسلامی ما در کوفه نفت و گاز مجانی خواهد بود و باز بی بی سی سریع پیغام های حسین رو میرسوند به اهالی کوفه. اهالی کوفه هم دهنشون آب افتاده بود و کیرشون راست شده بود برای حکومت امام حسین و هرروز هی اعتصاب و تظاهرات برای اومدن امام حسین به کوفه. عکس امام حسین رو هم روی در و دیوار کوبیده بودن و اسمش که میومد سه بار صلوات میفرستادن. تا اینجا کار باب میل امام حسین و فامیلش پیش رفته بود و شروع کردن بستن چمدوناشون که راه بیفتن طرف کوفه. اینجا ولی امام حسین یک اشتباه بدی کرد، همینجوری که چارزانو نشسته بود زیر درخت و سرش رو انداخته بود پائین و به کیر و خایه اش نگاه میکرد به چند تا از یاران وفادارش گفت ولکن این اهالی کوفه خیلی کس خل هستن هر کس شعری ما میگیم باور میکنن حالا که اینجوریه شما خودتون رو برسونید به کوفه و شب که شد به کره ماه اشاره کنید و شعار بدید که به کوری چشم یزید امام حسین تو ماه گوزید، اونوقت دیگه ملت کوفه الهی میشن و ما حرکت میکنیم به سمت کوفه و حکومت اسلامی تشکیل میدیم. یاران با وفا هم خودشون رو رسوندن کوفه و هر کدوم رفتن تو یکی از خیابونای کوفه و شب که شد شروع کردن به شعار دادن که به کوری چشم یزید امام حسین تو ماه گوزید و مردم کوفه از خونه هاشون ریختن بیرون ولی همین تاکتیک کاسه کوزه حسین رو بهم ریخت. دانشجو ها و روشنفکران کوفه جمع شدن گفتن آقا این کس شعرا چیه؟ آخه حسین چه جوری تو ماه گوزید؟ و از اون لحظه فهمیدن که حسین و یاران باوفاش میخوان بهشون کیر بزنن. سریع جلسه گرفتن و بحث کردن و رئیس جلسه که آدم جا افتاده ای بود به دانشجوها و روشنفکرهای کوفه گفت بابا شما جوون هستین یادتون نمیاد من دوره بابای این حسین رو تو همین کوفه دیدم، دهن ملت رو گائیده بود، نمی گذاشت کسی نفس بکشه، حرف میزدی یا چیزی میگفتی در جا بهت میگفت خوارج و دهنت سرویس بود. مدام جانماز آب میکشید که آهای مردم کوفه حکومت بر شما برای من از لنگه کفش پاره هم بی ارزش تر هست ولی از اونطرف برای که حکومت از دستش در نره هر کونی حاضر بود بده، تو همین کوفه پنج هزار نفر رو بدون محاکمه و بدون قاضی به جرم خوارج بودن گردن زد. گول این خونواده رو نخورین قدر معاویه و یزید رو بدونین. این حرفا رو که زد اهالی کوفه حواسشون جمع شد و فهمیدن که چه کیری نزدیک بود بخورن و بیعتشون رو پس گرفتن. امام حسین و یاران باوفاش بی خبر از اینکه دستشون برای مردم کوفه رو شده راه افتاده بودن طرف کوفه حسین.
به کربلا که رسید دید همه اهالی کوفه جمع شدن و خیال کرد اومدن استقبالش سریع از شترش پرید پائین و داد زد که من دولت تعیین میکنم، من تو دهن این دولت میزنم، من به پشتوانه ملت کوفه دولت تعیین میکنم. مردم کوفه هم یک صدا فریاد زدن آره ارواح کونت. حسین ولی از رو نرفت و باز داد زد که یزید گورستانهای ما را آباد کرد و شهرهای ما را ویران کرد و باز اهالی کوفه یک صدا فریاد زدند آره ارواح کونت. حسین باز هم از رو نرفت و داد زد این پدر و پسر (یعنی معاویه ویزید) با اسلام چه ها کردند و باز ملت کوفه یک صدا فریاد زد آره ارواح کونت. حسین که دید اوضاع خراب هست خواست آخرین تلاشش رو هم کرده باشه باز داد زد اگر تمامی اهالی کوفه هم به یزید بگویند آری من میگویم نه. اینجا دیگه صبر مردم کوفه سر اومد و دیدن این بابا خیلی پررو هست و ریختن سرش و خودش و همه یاران با وفاش را آش و لاش کردن. آره، خلاصه مردم کوفه از ما ملت ایران حواسشون جمع تر بود و دهنشون سرویس نشد
حالا که تا اینجا اومدیم بذارید گریزی هم بزنیم به صحرای کربلا. در روایت هست که مردم کوفه خواهر و مادر امام حسین و یاران باوفایش را گائیدن و خونین و مالین ولشون کردن وسط بیابون کربلا و رفتن. هنگام غروب بی ادبی از صحرا می گذشت با مشک آبی بر دوش. حسین که هنوز نمرده بود و دهانش از تشنگی خشک شده بود به بی ادب گفت کمی آب بده تا بخورم، بی ادب هم جواب داد تو بیا کیر منو بخور

عاشورا، تبریز، اشرف

این مطلب رو می خوام خیلی مختصر و مفید در رابطه با محرم و عاشورا بنویسم، احمد کسروی در تاریخ مشروطه مینویسه که ماه محرم بود وسربازهای روسی در تبریز چوبه دار برپا کرده بودند و مشغول دار زدن آزادیخواهان بودند ولی یک مشت آدم لات و لوت و چاقوکش و پامنبری عین خیالشون هم نبود. برای کشتار آزادیخواهان که جلو چشمشون کشته میشدن جشن میگرفتن و برای امام حسینی که هزار سال قبل مرده بود عزا و علم و طبق راه انداخته بودن و سینه میزدن که داد از ظلم یزید
حالا هم ظاهرا تخم و ترکه های همون لات و لوت ها و چاقوکش ها علم و طبق رو گذاشتن کنار و بجاش وبسایت و تلویزیون ماهواره ای راه انداختند و برای همه قربانیان حکومت آخوندا اشک تمساح میریزن و کتاب در مورد جنایتهای جمهوری اسلامی مینویسن اما، اما با پرروئی چشم به جنایت بزرگی که در شهر اشرف داره اتفاق میفته می بندن و اصلا انگار نه انگار
مثلا خیر سرشون فعال سیاسی هم بودن و زندون هم رفتن کتاب هم در مورد جنایت های رژیم نوشتن ولی به اشرف و جون ٣٤٠٠ آدمی که اونجا گیر کردن که میرسه اصلا انگار نه انگار. رو وبسایت هاشون پنجاه تا مقاله در مورد اینکه با قذافی بدرفتاری شد و حقوقش رعایت نشد هست ولی یک کلمه در مورد ٣٤٠٠ نفر ساکنان شهر اشرف و حقوقشون نیست
مثلا دل میسوزونن برای هزاران هزارمبارز و مجاهدی که سال ٦٧ به دست رژیم اعدام شدن ولی برای ٣٤٠٠مجاهدی که جونشون امروز در خطر هست صدا ازشون در نمیاد

باز هم تفاوت شیعه و سنی

این روزها همه نگران هستن که انقلاب کشورهایی مثل مصر و تونس به سرنوشت انقلاب ایران دچار بشه و می ترسن از اینکه اسلام گراها در این کشورها قدرت رو به دست بگیرن. به نظر بی ادب اما این نگرانی بی دلیل هست و کشورهای عربی به سرنوشت ایران دچار نمی شن، می پرسین چرا؟ من میگم چون مردم مصر و تونس سنی هستن و اسلام سنی اساسا خیلی دمکراتیک تر از اسلام شیعی هست. از نظر تاریخی بخواین نگاه کنین سنی ها اعتقاد دارن به اینکه رهبراز کجا در میاد؟ از توی صندوق رای. ابوبکر از کجا به رهبری انتخاب شد؟ عربها باهاش بیعت کردن. بعدش عمر چه جوری رهبر شد؟ عربها باهاش بیعت کردن. عثمان از کجا رهبر شد؟ عربها باهاش بیعت کردن. یعنی یک چیزی شبیه انتخابات امروزی

حالا از نظر تاریخی رهبر و امام شیعیان از کجا در میاد؟ از تو کس ننه اش. یعنی اصلا با پست امامت و رهبری به دنیا میومدن. از علی و حسن و حسین تا اون دوازدهمی فراری از تو صندوق رای به عنوان امام دراومدن؟ نه. شما توجه داشته باشید که این چلاقعلی که فقط ولی فقیه و نایب امام زمان هست هم همین که از کس ننه اش اومد بیرون شد ولی فقیه و نایب آقا امام زمان و خبرگان 60 سال بعدش فقط کشفش کردن. حتما شما هم شنیدید که چلاقعلی همین که از کس ننه اش اومد بیرون داد زد یا علی و از همون وقت معلوم بود که قرار هست بشه رهبر مسلمین جهان. همونطور که گفتم تازه چلاقعلی فقط نایب امام هست و معصوم هم نیست، حالا فکر کنین اون امام ها که معصوم هم بودن از کس ننه شون که میومدن بیرون چی میگفتن؟ در روایات معتبر هست که امام حسن مجتبی از کس ننه اش که اومد بیرون از قابله پرسید، صیغه میشی؟ آره خلاصه این فقط در مملکت امام زمان ما هست که رهبر به جای صندوق رای از تو کس ننه اش میاد بیرون پس خیلی نگران کشورای دیگه نباشیم و اگر میتونیم یک فکری به حال کشور خودمون بکنیم

فقه یعنی دزدی و اختلاس

آی ملت، آی مردم، آی همه کسانی که از دست گند و گه این آخوندای مادر قحبه به تنگ اومدید. آی همه اونهایی که هرروز از صبح تا غروب باید از این اداره به اون اداره بدوید و تا به یک حزب اللهی کس کش یا یک آخوند مادر سگ رشوه ندید کارتون راه نمی افته، این فتوای منتظری رو بخونید تا بفهمید که آخوند خوب و بد نداره، آخوند یعنی دزد، آخوند یعنی فاسد. ببینید اون منتظری که مثلا آخوند خوب بود در مورد رشوه دادن و رشوه گرفتن چی میگه. ازش سوال کردن که

آیا گرفتن و پرداختن پول به عنوان زیر میزی جایز هست

جواب داده

اگر حق کسی ضایع نشود و کار خلاف شرع انجام نشود مانعی ندارد

بیا این که مثلا ارواح کون امام هشتم آخوند خوبی بود فتوا میده که رشوه گرفتن ایرادی نداره. حالا فکر کنین فتوای آخوندای دیگه نقل رشوه و اختلاس چی هست. اینجوری هست که این مادر جنده ها میلیارد میلیارد میدزدن و میبرن و به خودشون هم میگن پاک ترین حکومت دنیا چون خلاف شرعی نمی کنن. ای کیر خر تو اون اسلام ناب محمدی و اون شرع مقدس که فقط دزد و رشوه گیر درست میکنه

اگر هم خودتون خواستید اصل فتوا رو ببینید سری بزنید به سایت خود منتظری، قسمت پرسش و پاسخ، سوالات فقهی حقوقی این هم آدرس سایت

برسد به دست نوشابه امیری

نوشابه خانوم امیری در سایت خودش به اسم روز مطلبی نوشته به اسم "مصاحبه با مریم رجوی" از اونجا که هیچ آدم باادبی جوابی به این حاج خانوم نداد، بی ادب تصمیم گرفت جواب ایشون رو بده، این هم لینک مطلب




نوشابه خانوم می نویسه که " چند سال پیش یکی از تهیه کنندگان برنامه 60 دقیقه در تلویزیون سی بی اس آمریکا از من خواست ترتیب مصاحبه ای با مریم رجوی ، از رهبران سازمان مجاهدین خلق،را برای این شبکه بدهم." بعد نوشابه خانوم تعریف میکنه یک شماره تلفن از یکی از "افراد منتسب به مجاهدین" میگیره که زنگ بزنه به مریم رجوی اما وقتی زنگ میزنه مجاهدین یک شماره دیگه بهش میدن و بعد باز هم یک شماره دیگه و بالاخره اینقدر شماره تلفن بهش میدن که نوشابه خانم از کارش پشیمون میشه؟! نوشابه خانم باید بگم گوشی همون تلفن تو کون آدم دروغگو! آخه تهیه کننده سی بی اس برای چی به تو زنگ بزنه؟ خیلی آدم مهمی هستی؟ خیلی روزنامه نگار سرشناسی هستی؟ بین مخالفان رژیم خیلی اعتبار داری؟ آخه برای چی تهیه کننده سی بی اس از تو بخواد که ترتیب مصاحبه رو بدی؟ خودشون نمی تونستن با دفتر مجاهدین تماس بگیرن؟ حالا اصلا گیریم که تو برای تهیه کننده سی بی اس خالی بسته باشی و لاف زده باشی، شیرازی ها میگن لاف در غربت و گوز در بازار مسگر ها، گیریم که به تهیه کننده سی بی اس گفته باشی که آره من و اون شوهر جاکشم اینقدر با رژیم شاه و رژیم خمینی مبارزه کردیم که همه می شناسنمون، اینقدر زیر شکنجه مقاومت کردیم و با رژیم همکاری نکردیم که همه انقلابی های دنیا بهمون احترام میذارن. خوب اونوقت به مجاهدین زنگ زدی خودت رو چه جوری معرفی کردی؟ گفتی، سلام من نوشابه هستم، من و اون شوهر مذبذبم جاسوس رژیم هستیم و اونوقت مجاهدین هم همینجوری شماره های تلفنشون رو دادن به تو که زنگ بزنی؟ همون که بهت گفتم، همون گوشی تلفن تو کون آدم دروغگو

نوشابه خانم بعد هم نوشته که هر کسی چیزی به مجاهدین بگه دستش رو میذارن تو دست خامنه ای و میگن عامل رژیم هست. مجاهدین هرچی میگن بگن ولی بنظر من کار تو و اون شوهر جاکشت از اینکه خامنه ای دستشو بذاره تو دستتون گذشته، خامنه ای دستشو تا آرنچ کرده تو کونتون و داره مثل عروسک خیمه شب بازی تکونتون میده. نه نوشابه خانوم، نه تهیه کننده سی بی اس با تو تماس گرفته نه مجاهدین به تو شماره تلفن دادن، تو فقط میخوای ادا در بیاری که مثلا یک گهی هستی. تو اسمت خوب بهت میاد نوشابه یعنی تنها خاصیتت این هست که تو دل آدمیزاد باد جمع بشه ولی بعد با یک گوزیدن اثرت از بین میره