برسد به دست همنشین بهار

راستش دیروز که نامه سرگشاده ایرج مصداقی را خواندم گفتم دست به کار بشم و من هم یک نامه سرگشاده بنویسم. امروز دیدم که اتفاقا شما هم نامه دور و درازی نوشتی و برای نامه این بقول خودت نویسنده دلسوخته تبلیغ کردی، این بود که فکر کردم که یک نامه سر گشاده به شما بنویسم که دوست دلسوخته ات هم بخونه.  و اما موارد نامه سرگشاده بی ادبانه من اینهاست
زندانی و زندانی سیاسی در ایران از دوره شاه تا امروز
انتظارات حداقلی در صحنه سیاست ایران
مزایای زندگی در غربت
در مورد این لغت زندانی سیاسی باید بگم این لغت خیلی بی معنی هست. در حکومتهای دیکتاتوری که سیستم قضایی و عدالت نیست نصف بیشتر زندانی ها بیگناه تو زندون هستن و گناهش هم گردن حکومت هست. حالا یکی رو به دلیل سیاسی زندونی میکنن یکی رو به دلیل غیر سیاسی. منظور اینکه حالا هرکسی رو دوره شاه یا دوره خمینی به اسم سیاسی گرفتن و زندان کردن معنیش این نیست که طرف خیلی آدم فهمیده ای بوده یا خیلی مبارز بوده یا هدف والایی داشته. طرف رو با یک کتاب میگرفتن بهش زندان میدادن یا اون یکی همکلاسش یا همسایش سیاسی بود میگرفتن و زندانیش میکردن. همونطور که گفتم این به معنی دیکتاتور بودن سیستم و نبودن عدالت هست ولی به معنی این که همه زندانیهای سیاسی یک پخی هستن نیست. نمونه اش خود شما و این رفیق دلسوخته ات. شما که بقول خودت واسه دست نویس کردن نوشته های شریعتی گرفتنت و تو زندون یا  جلق میزدی یا در مورد جلق زدن فکر میکردی و بحث میکردی و اینقدر این جلق زدن بهت حال میداده که حالا هم بعد از سی سال هنوز یادته. این رفیق دلسوخته ات جناب مصداقی هم که به گفته خودش همه فعالیت سیاسیش این بوده که سی خرداد یک بلندگو دادن دستش که داد بزنه مرگ بر بهشتی. خوب حالا بد بخت رو برای دوتا شعار پشت بلندگو گرفتن زندونی کردن. اینم تو زندون همون درد و مرض شما رو داشته و بعد از چند سال جلق زدن تو زندون بالاخره طاقت نمیاره و مرخصی ازدواج میگیره از زندون میاد بیرون که زن بگیره و به کیر و خایه اش برسه و بعد هم خودش سرش رو مثل بز میندازه زیر و با پای خودش بر میگرده هلفدونی. حالا ما باید تا دنیا دنیا هست چس ناله کردنهای شما ها رو گوش کنیم و بخونیم چون زندانی سیاسی سابق هستین. نه سواد درست و حسابی دارین، نه شغل درست و حسابی دارین، نه حرف درست و حسابی برای زدن دارین. فقط به اعتبار اینکه زندونی سیاسی بودین و با این یا اون همسلول و همبند بودین شدین محقق و متخصص و نویسنده و مفسر سیاسی. هی مدام هم از کون همدیگه میخورین اون به تو میگه پاکترین آدم دنیا تو هم به اون میگی نویسنده دلسوخته
در مورد انتظارات حداقلی در جامعه ما منظور این هست که در کشورهای دیگه برای اینکه مثلا رئیس جمهور یا نماینده یا فلان کوفت و زهر مار بشی باید یک سری نکات مثبت داشته باشی ولی تو جامعه ما ظاهرا همین که نکات منفی نداشته باشی کفایت میکنه مثلا میخوان رئیس جمهور انتخاب کنن میگن این رو انتخاب کنین چون دزد نیست یا فلانی رو چون دروغ نمی گه . حالا این حکایت تو و دوست دلسوخته ات مصداقی هم هست که هی پز بدین که ما برای آخوندا  کار نمی کنیم یا به رژیم چشمک نمیزنیم. نوکر رژیم بودن و عامل رژیم بودن  بدترین کار دنیاس ولی حالا به صرف اینکه تو رفیقت عامل رژیم نیستین که خوب نمیشین. تو دنیا هزار جور آدم کثیف و گند و گه هست که برای دوزار پول و برای معروف شدن هر کونی میدن و هر گهی میخورن. یکی قاچاق زن میکنه، یکی هروئین میفروشه، دزدی میکنه، تقلب میکنه، عضومافیا میشه ولی عامل جمهوری اسلامی هم نیست.  نمیدونم این روزنامه ها و مجلات عصر رو میخونین یا نه، اینجا تو اروپا و آمریکا پر هست از آدمایی که برای معروف شدن کون میدن، زن همدیگه رو میکنن، هزار جور گند و گه کاری میکنن تا مگر روزنامه ای در موردشون دو خط بنویسه و بعد تلویزیون باهاشون مصاحبه کنه تا بتونن داستان زندگیشون رو بفروشن و کتاب در موردش بنویسن و پول و پله ای به هم بزنن. طرف تو هالیوود از اتاق خواب خودش فیلم میگیره و عکس کس و کون زن خودش رو میده به مجلات و روزنامه ها برای معروف شدن. شما و رفیق دلسوخته ات ایرج مصداقی هم مثل همینا هستین مامور آخوندا نیستین ولی برای معروف شدن و پول و پله ای به هم زدن هر کونی حاضرین بدین و هر داستانی حاضرین سر هم بکنین و اگر لازم بشه عکس کس و کون زنهاتون هم برای مجله ها میفرستین و زیرش امضا میکنین زندانی سیاسی سابق
و اما درباره غربت و مزایاش. مسعود بهنود هم مثل تو و رفیق نویسنده دلسوخته ات میمونه. شاید بهنود هم اصلا جزو رفقای دلسوخته باشه. بهر حال بهنود از اون دسته آدمهایی هست که از بس کیری هست حتی یک دوست و رفیق نداره. ولی همیشه در مورد شخصیتهایی که مرده اند و دستشون از دنیا کوتاه هست، از مرضیه گرفته تا شاملو و فروغ و ساعدی، همچین مینویسه که انگار دوست نزدیک هم بودن و حریف گرمابه و گلستان همدیگه. اون بنده خدا ها هم که مردن نمی تونن بگن که بابا ما با این جاکش حتی سلام علیک هم نداشتیم. حالا تو و رفیق دلسوخته ات هم همین هستین از همرزمان و هم بندان و رفقا و یاران زیاد مینویسین ولی ظاهرا همه مردن و از بین رفتن و اعدام شدن. و در نتیجه همه دوستان و همرزمان و یاران خودتون دو نفر هستین و شاید اون بابا عنتر هم تو انگلیس رفیقتون باشه و خلاصه چند نفری به اسم زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی سابق از کون همدیگه میخورین. اینجا تو غربت هم که کسی نیست که بدونه شما ایران چه گهی میخوردین و چه کونی میدادین

خبر خیلی فوری

بر اساس اخبار واصله تمام همکاران بی بی سی فارسی از جمله مدیر مسئول، سردبیر، نویسندگان و تحلیلگران این بنگاه خبری دیشب به بیمارستان منتقل شدند. اخبار رسیده از لندن حاکی از آن است که خبر خارج شدن سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی آنچنان زوری به کون گردانندگان بی بی سی آورده که بواسیر همشون زده بیرون و باید سریعا تحت مراقبت های ویژه قرار بگیرند
برخی ناظران معتقدند که گردانندگان بی بی سی احتمالا برای علاج بواسیربه تهران اعزام خواهند شد
یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود گفت عبدالکریم لاهیجی را دیده است که برای ابراز همدردی با گردانندگان بی بی سی به بیمارستان آمده بود و گشاد گشاد راه میرفت

ننه حجاریان

سعید حجاریان که به معمار اصلاحات معروف بود و در ضمن از بنیانگذاران وزارت اطلاعات رژیم هست مصاحبه ای کرده با یک نشریه ای به اسم اندیشه پویا. خبر این مصاحبه در سایتهای مختلف اینترنتی مثل گویا و ایران پرس نیوز منتشر شده بود.
جالب ترین نکته این مصاحبه این هست که حجاریان میگه ننه اش بعد از انقلاب بازجوی کمیته نازی آباد بوده. به سعید حجاریان باید گفت، واقعا که  کیر خر تو کس ننه ات

مخالفم یعنی چی؟

همین اول کار بگم که امروز اصلا بی ادبی نمی خوام بکنم و حرف بد نمی خوام بزنم و امیدوارم که دوستان بی ادب از این با ادب شدن موقت ما دلخور نشن. این آهنگ جدید شاهین نجفی رو حتما شنیدید، خیلی باحال هست از دیروز تا حالا همین جوری برای خودم میخونم که
نقی تو رو به طول وعرض تحریم/ دلار رو به رشد و حس تحریم/ نقی تو رو به امام مقوایی/ به طفل علی گوی توی رحم گیر
آهنگ رو حتما خودتون شنیدید و اگر هم نشنیدید برین رو یوتوب گوش کنید
ولی چیزی که من میخوام بگم اینه که ما ملت فیلمی هستیم و بیچاره این هنرمندای ما که بدشانسی آوردن ایران به دنیا اومدن. همین الان داشتم یک مقاله ای میخوندم از مجتبی واحدی در مورد آهنگ آی نقی. جناب واحدی مینویسند که با این آهنگ مخالف هستند. ها یکبار دیگه بخونید ایشون با این آهنگ مخالف هستند. یعنی آقای واحدی نمیگه که من با شاهین نجفی مخالف هستم، نمیگه که من با عقاید شاهین نجفی مخالف هستم، میگه من با این ترانه مخالف هستم. سردبیر و شورای سردبیری سایت گویا هم بهش نمیگه که آخه قربان با ترانه مخالف هستم یعنی چی؟ حالا سردبیران گویا که سی سال هست در ممالک دمکراتیک غربی زندگی میکنن (ببخشید بیست سال، ده سال اولش رو در شوروی زندگی میکردن) این آقای واحدی هم که به سلامتی سه چار سالی هست در فرنگ زندگی میکنه. آخه بابا شما برین بگردین بببینین تو این اروپا و آمریکا وزیری، وکیلی، سیاستمداری، شهرداری، روزنامه نگاری، فعال سیاسی پیدا میکنین که بگه من با یک آهنگی  یا ترانه ای مخالف هستم؟ تو اروپا و آمریکا که پیدا نمی کنین هیچ تو آفریقا هم پیدا نمی کنین. از ترانه و آهنگ یا آدم خوشش میاد یا خوشش نمیاد. یا به دل آدم میشینه یا نمیشینه
همه جای دنیا منرمند از نویسنده و شاعر تا خواننده و هنرپیشه یک اثری تولید میکنه، یک کتابی مینویسه، یک فیلمی درست میکنه، یک آهنگی میخونه بعد اونایی که دوست دارن میرن کنسرتش، میرن فیلمش رو می بینن یا کتابش رو میخرن. اونایی هم که دوست ندارن نمیرن
این فقط تو مملکت ما هست که این سایتای اینترنتی و گرداننده هاش و نویسنده هاش همه شون، اره و اوره و شمسی کوره، همه در مورد همه چیز نظر دارن فرقم نمی کنه، از سیاست تا ورزش تا هنر. حالا میخواد عکس انداختن بنده خدا گلشیفته فراهانی باشه، میخواد فیلم ساختن فرهادی باشه، میخواد آهنگ شاهین نجفی باشه. چند سال قبل یک کارگردان ایتالیایی جایزه اسکار گرفت برای بهترین فیلم خارجی، وقت تشکر کردنش فقط دو کلمه گفت از همه همکارام تشکر میکنم و از دوست دخترم هم که بهم کمک کرد تشکر میکنم. امسال این بنده خدا فرهادی مجبور بود از تمام ملت ایران و از اجدادمون و نسلهای آینده هم تشکر بکنه از ترس اینکه مبادا سایت گویا یا جرس یا روز بهش گیر بدن. تو اروپا و آمریکا همه هنرپیشه های زن عکسهای لختی و نیمه لختی میگیرن و توی مجله ها و پشت جلد مجله ها چاپ میشه اگر هم کسی گفت چرا میگن چون هیکلم خیلی قشنگ هست و بهش افتخار میکنم، حالا اگه یک هنرپیشه زن ایرانی روسریش رو برداشت و مانتوش رو درآورد دیگه هیچی اونوقت هزارتا مقاله تو سایت گویا و جرس و روز چاپ میشه و نصفی با مانتو گلشیفته مخالف میشن و نصفی موافق و تو سایت بالاترین هم هی نمره مثبت و منفی میگیرن
با ترانه شاهین نجفی مخالفی؟ باش تا جونت درآد
واااای نقی

پیکان جوانان

من یک دوستی دارم که حدود شصت سالی سن داره. این رفیق ما یک پراید دست دوم درب و داغون داره . هر دفعه هم که ما سوار ماشینش میشیم این ماشین خراب میشه و هنوز سوار نشده باید پیاده بشیم و هلش بدیم. هر دفعه هم بعد از اینکه ماشینش راه میفته و ما نفس نفس زنون سوار میشیم یک چیز میگه، میگه ماشین فقط پیکان جوانان
بعد هم ادامه میده که "یادش بخیر، سال ١٣٥٥ یک پیکان جوانان خریدم، نمیدونید چی بود. پیکان جوانان قرمز رنگ با تودوزی مشکی ،فرمونش رو هم عوض کرده بودم و فرمون اسپورتی گذاشته بودم. آخر هفته با بر و بچه ها گازش رو میگرفتیم طرف شمال. از تهرون تا چالوس رو یک ساعته میرفتیم. یک دفعه پلیس راه  گذاشت دنبالمون، هر چی گاز داد و هرچی آژیر کشید نتونست بهمون برسه. پیکان جوانان ٢٠٠ کیلومتر رو راحت میرفت. رو سپرجلو هم دو تا نورافکن اضافه گذاشته بودم خیلی شیک بود. آخر هفته ها شمال چه حالی میداد. نه دیگه هیچ ماشینی پیکان جوانان نمیشه" این دفعه آخری که ماشینش رو هل دادیم و بعد نفس نفس زنون سوار شدیم، باز رفیقمون شروع کرد که "یادش بخیر... " یکی دیگه از دوستان
گفت فلانی سر جدت بی خیال شو، تو بابا دهن ما رو با این پیکان جوانانت گائیدی، ما که هر چی یادمون میاد داشتیم این پراید قراضه تو رو هل میدادیم. ما هرروز باید این ابوطیاره تو رو تو سر بالائی هل بدیم و هی داد بزنیم بذار دو بذار دو و کونمون پاره میشه بعد تو داستان پیکان جوانان و یک ساعته چالوس رفتن تعریف میکنی. بیا همین حالا بریم دم یک بنگاه ببینیم شاید یک پیکان جوانان پیدا کردیم با این پراید کیری تو عوض کنیم هم تو به آرزوت میرسی هم ما از شر هل دادن این ابوطیاره راحت میشیم. ٣٥ سال پیش یک پیکان جوانان داشتی بابا، خیلی هم خوب من میگم چاخان هم نمی کنی، پیکانت ٢٠٠ کیلومتر راحت میرفت، یک ساعته هم از تهرون میرسیدی چالوس، پلیس راه هم بهت نمی رسید، همه هم میمردن برای رنگ قرمز پیکانت، از همه ماشین های دیگه هم بهتر بود. ولی آخه ٣٥ سال گذشته صد مدل جدید ماشین اومده، ایر بگ دارن، ترمز آ ب اس دارن، جی پی اس دارن، هزار کوفت و زهر  مار دیگه دارن. تو هنوز میگی ماشین فقط پیکان جوانان
من بی ادب به خودم گفتم باید این حکایت رو برای دوستان سلطنت طلب تعریف کنم، حکایت سلطنت پهلوی هم شبیه همین حکایت هست. با اینکه هی بگی اون دوره خیلی خوب بود مشکل کسی حل نمیشه. حالا اگر همه هم قبول کنن که اون دوره خیلی خوب بود ولی آخه بابا ٣٣ سال ازش گذشته همه دنیا ٣٣ سال رفته جلو نمیشه که ما ٣٣ سال بر گردیم عقب و تازه از نو پیکان جوانان سوار بشیم که. حالا اگر هم که حتما میخواهید پیکان جوانان سوار بشین باید یک فکری به حال ایر بگ و ترمز آ ب اس و سیستم جی پی اس براش بکنین

به رادیو فردا

رادیو فردا امروز مصاحبه ای داشت با رضا پهلوی. دلیل مصاحبه ظاهرا این بود که خوانندگان و شنوندگان رادیو فردا رضا پهلوی را به عنوان شخصیت سال ١٣٩٠ انتخاب کردند. من هم میگم دم شنوندگان و خوانندگان رادیو فردا گرم. دم شازده رضا پهلوی هم گرم
ولی حالا بریم سراغ چند تا ازسئوالاتی که رادیو فردا در این مصاحبه از رضا پهلوی کرده
آیا شما شغلی هم دارید
درآمدتان از چه محلی هست
آیا همسرتان شاغل است
آیا همسرتان مخارج شما را تامین میکند
آیا شما مدرسه که میرفتید معلم از ترس به شما همیشه نمره ٢٠ میداد
آیا وقتی با تیم ملی فوتبال تمرین میکردید همه بازیکنها از ترس به شما پاس میدادند
شازده هم اینقدر باادب و با حوصله به سوالات رادیو فردا جواب داده که حوصله من بی ادب از خوندن مصاحبه سر رفت. حالا به من بی ادب بگید، زود باش بابا چی میخوای بگی؟ من میخوام بگم آی رادیو فردا باشه از رضا پهلوی این مثلا سوالاتت رو پرسیدی شازده هم جوابت رو داد. نامردی اگر عین همین سوالات رو از دار و دسته خودتون نپرسی. حالا ممکن هست یکی بگه آی بی ادب به آزادی مطبوعات احترام بگذار رادیو فردا آزاد هست که هرچی دوست داشت از هر کس دلش خواست بپرسه. من هم جواب میدم که من خودم هم مطبوعاتم دیگه، منم هرچی تو دلم هست به هر کی دلم خواست میگم. باز برگردیم سراغ رادیو فردا، آره رادیو فردا نامردی اگه از اکبر گنجی کس کش هم نپرسی حقوقش رو کی میده
آی رادیو فردا پدرت هم نامرده اگر از حجت الاسلام کدیور کونی هم نپرسی آخه مادر سگ حجت الاسلام بودن که شغل نیست بگو ده سال تو واشنگتن داری چه کونی میدی
رادیو فردا تو اگه راست میگی از مهاجرانی مادر جنده هم بپرس مادر کونی تو چه جوری دکتر شدی؟ استادها ازت میترسیدند یا اینکه دکتر شدنت اصلا استاد هم نمی خواست
برو از پسر کس کش رفسنجانی کوسه کونی بپرس چه جوری دانشگاه راهش دادن
بعد هم از همشون بپرس زناشون چکار میکنن بپرس ببین غیر از کس دادن و توله آخوند پس انداختن هنر دیگه ای هم دارن یا نه
باشه تو این سوالات رو از رضا پهلوی پرسیدی اونم خیلی مودبانه شاشید به روحت ولی همین که گفتم نامردی، پدرت هم نامرده، پدر پدرت هم نامرده اگر عین همین سوالات رو از دارودسته خودت هم نپرسی
راستی یک چیز دیگه تا یادم نرفته، مصاحبه کننده هر کی بوده خودش رو لو داده و معلوم هست که بچه آخونده. کس کش میخواد به رضا پهلوی بگه من داشتم روزنامه های قدیمی رو ورق میزدم، گفته من داشتم در روزنامه های قدیمی تورق میکردم. احتمالا طرف بچه که بوده خمینی کونش گذاشته فارسی حرف زدنش عین اون گه بگور هست
بقیه سوالها و جوابهای رضا پهلوی را اگر تا حالا نخوندین میتونین رو این لینک کلیک کنید و بخونید

یک سوال از بی بی سی

بی بی سی یک ستونی داره به اسم ناظران می گویند. همین الان رفتم روی سایت بی بی سی و دیدم که ناظر این هفته اش مسعود خدابنده یا بهتره بگم مسعود خمینی بنده هست و یک مقاله ای نوشته در مورد آینده مجاهدین خلق. ناظر هفته قبل هم اکبر گنجی بود و ناظر هفته قبل از اون مجید محمدی و هفته قبل از اون باز گنجی و قبل از اون فرخ نگهدار و قبل از اون یک گند و گه دیگه. ایرج میرزا یک شعری داره که میگه،
چرا در روی یک خویش تو مو نیست؟
چرا هرکس رفیق توست کونی ست؟
حالا باید از این آیت اله بی بی سی پرسید که آخه نکبت تو چرا همه ناظرات کونی هستن؟ چرا همه جاسوس آخوندا و عامل وزارت اطلاعات هستن