یک سئوال در مورد عبدالملک ریگی وتجزیه طلبی و از این حرفا

من یک سئوالی دارم، خداوکیلی اگر کسی این نوشته رو خوند و جوابش رو میدونه برام بنویسه.
اگر خونه شما آتیش بگیره اولین کاری که میکنی این هست که به همه اهل خونه میگین از خونه برن بیرون و خودشون رو نجات بدن، بعد اگر برسین یک نگاهی میکنین که مطمئن بشین که دیگه کسی تو خونه نیست و بعد خودتون هم میرین بیرون. درسته؟ یا مثلا برادرتون تو ایران زندگیش نمی گرده یا از کار بیکارش کردن یا مشکل سیاسی داره، یا از دست آخوند جماعت جونش به لبش رسیده میگه من میخوام برم خارج، شما هم کمکش میکنین که خونه و زندگیش رو بفروشه و اگه لازم باشه بهش پولم قرض میدین که بره. اینم درسته؟ حالا اینا رو گفتم که برسم به اینکه ما میگیم ماها ایرانیا همه با هم برادریم، همه هم میگیم که جونمون از دست این آخوندا به لبمون رسیده، این آخوندا هم که دهن ملت رو سرویس کردن. حالا اگه مثلا بلوچ ها یا کردها بگن آقا این آخوندا دهن ما رو سرویس کردن و آتیش زدن به خونه و زندگی ما، حالا ما میخوایم خودمونو نجات بدیم، اگر واقعا پای احساس برادری باشه باید بهشون بگیم آره کاکا تو برو خودت رو نجات بده، درسته؟
واقعیت ولی این هست که نه بلوچ و نه کرد و نه هیشکی دیگه نه گفته نه میگه که ما میخوایم از ایران جدا بشیم، تازه هی بنده گون خدا قسم و آیه میارن که ما نمیخوایم از کسی جدا بشیم، تجزیه طلب هم نیستیم. ولی آخوندا و امثال نهضت آزادی و اینا همین که کرد و بلوچ بنده خدا صداش در میاد بهش میگن تجزیه طلب
ما برادران فارس هم ته حرفمون به برادران کرد و بلوچ این هست که نکنه یک دفعه خودتون رو نجات بدید یا سر خود بخواین این آتیش رو خاموش کنین ها نه شما ها حتی کمک هم نمیخواد بکنین. نه شما فعلا همین جوری بسوزین تا بلکه ما خودمون این آتیش رو تو تهرون خاموش کنیم
اگر حالا مثال اول من در مورد برادری درست باشه یعنی ما باید به هر قومی که بخواد خودشو از دست این آخوندا نجات بده بگیم ایول، دمت گرم تو برو خودت رو از دست این آخوندهای مادر قحبه نجات بده، بلکه بعد بتونی کمکی هم به ما بکنی
مثلا تاجیکستان یک موقعی جزو ایران بوده، ولی الان حتما روزی صد بار شکر میکنن که بابا عجب شانسی آوردیم ما که عاقبتمون دست این آخوندا نیفتاد. اگر هم امروز ازشون بپرسن میخواین دوباره بشین جزو ایران میگن نه و ما ایرانی ها هم خیلی غصه نمیخوریم که ای بابا چرا تاجیکستان متعلق به ایران نیست تا آخوندها دهن اونا رو هم سرویس کنن، بلکه برای تاجیکها خوشحال هم هستیم که شانس آوردن گیر آخوندا نیفتادن، و درضمن برامون امکانی هم هست که از دست آخوندها فرار کنیم بریم تاجیکستان
این بنده خدا آقای ریگی رو که جمهوری اسلامی گرفتار کرد، هیشکی اعتراضی نکرد و یک سری از این مثلا اصلاح طلبا مثل کدیور و مهاجرانی خوشحالی هم کردن که بله تروریست تجزیه طلب دستگیر شد. در حالی که حرف این بنده خدا این بود که آقا این آخوندهای شیعه اثنی عشری دهن ما بلوچ های سنی رو سرویس کردن، نمیذارن ما نفس بکشیم
سئوال من بطور مشخص حالا این هست
امثال من که تهرون زندگی میکنم و تو همه عمرم نه ایرانشهر رفتم نه پیشین نه زاهدان و احتمالا هیچ وقت هم مسیرم از اون طرفا نمی افته ولی در ضمن میگم بلوچها برادران من هستن، آیا ترجیح میدم که اونا اختیارشون دست خودشون باشه و برای خودشون تصمیم بگیرن و هر جوری میخوان راحت زندگی کنن یا اینکه نه میگم اونا هم باید اون جوری که چلاقعلی خامنه ای میخواد تو فقر و گرفتاری وبدبختی، مثل من، زندگی کنن و سرنوشتشونم، مثل من بدبخت، دست آخوندا باشه؟

کس خلی ارثی

‌من امروز متوجه شدم که کس خلی هم ارثی هست و مثل فرضا فشار خون و مرض قند از پدر به پسر منتقل میشه. حالا از کجا به این نتیجه رسیدم؟ این بابا علی مطهری که پسر اون کس کش گور به گور مرتضی مطهری هست ، برای اونهایی که نمیدونن این بابا کی هست یا چه شکلی هست باید بگم که قیافه اش عین اون بابای کس کشش میمونه و فقط عمامه نداره. این بدبخت خاک بر سر هم اون قیافه نکبت عین گه باباش بهش ارث رسیده و هم کس خل باباش. ایشون هم وارد معرکه حروم بودن چهارشنبه سوری شده و در سایت تابناک نوشته
برخی میگویند این یک سنت ملی هست و سنن ملی را باید محترم شمرد
بعد هم خودش جواب میده که
پاسخ این است که آن دسته ازسنن ملی را باید محترم شمرد که مبنای عقلی داشته باشند و ما نباید سنن ملی رو محترم بشماریم فقط بخاطر اینکه پدران ما این کار رو می کردن
به این مردک فقط باید گفت
آخه کس خل، آخه کس کش، آخه ریدم به قبر اون پدر نامردت. آخه بیشعور جشن گرفتن که دلیل عقلی نمی خواد مادر سگ. مردم چهارشنبه سوری رو جشن میگیرن چون میخوان جشن بگیرن، چون میخوان خوشحال باشن و چون میخوان تف بندازن تو صورت تو و رهبرت
تو مملکت ما اگر یک چیزی باشه که نتیجه تقلید ما از پدرانمون باشه این مذهب کیری شیعه هست که امثال اون پدر کیر تو دهن تو نمایندش بود. که استاد مطهری گفت
شاید پدران ما شعور نداشتند، آیا ما باید کار آنها را تکرار کنیم
این بابای تو بین همه کس شعرهاش این یک حرفش درست بود، اگر پدرهای ما شعور داشتن ما گیر این دین کیری و این مذهب کیری تر نمی افتادیم، ولی حالا ملت تصمیم گرفته که دیگه برای بیشعوری اجدادش تاوون نده. ولی تو کس کش چون شعورت از اون بابای کس کشت هم کمتره، هنوز نمی فهمی چه خبره

چهارشنبه سوری

چلاقعلی در یک فتوا تازگی گفته که چهارشنبه سوری توجیه عقلی نداره، بقیه آیات کس کش عظام هم از ولی فقیه تقلید کردن و گفتن که چهارشنبه سوری رسم و رسوم دوره جاهلیت هست. خدمت چلاقعلی و بقیه آیات عظام باید عرض کنم که ارواح کون اون پیغمبرتون و ارواح کس عمه اون اماماتون. که چهارشنبه سوری توجیه عقلی نداره ولی سینه زدن وقمه زدن برای یه بابایی که هزار سال پیش مرده توجیه عقلایی داره، که چهارشنبه سوری رسم و رسوم جاهلیت هست ولی سر چاه جمکران نشستن و منتظر آق مهدی بودن اصول مترقی و پیشرفته

رفسنجانی کونی

یک مدتی پیش که این آخونده یزدی به رفسنجانی یک مشت بد وبیراه گفت ورفسنجانی هم تهدید کرد که سابقه یزدی رو رو میکنه ولی بعد خبری نشد. بقیه این آخوندهای مادرقحبه و نوچه هاشون هم هر از گاهی از این گوز گوزهای افشاگری میکنن ولی هیچ وقت هیچ خبری نمیشه. میدونین چرا؟ مولوی یک شعری داره که این جوری شروع میشه
کونده ای را لوطی در خانه برد
سرنگون افکند ش و در وی فشرد
بر میانش خنجری دید آن لعین
پس بگفتش بر میانت چیست این
بله، طرف یک بچه کونی رو برد خونه و داشت کونش میگذاشت، و یک دفعه دید که طرف یک دشنه هم به کمرش بسته و ازش پرسید ای بابا قمه برای چیه دیگه؟ طرف کونی جواب داد
گفت آنک با من ار یک بدمنش
بد بیندیشد بدرم اشکمش
خلاصه، کونی هم جواب داد که این دشنه برای این هست که اگر کسی به من نظر بد داشت و بهم چپ نگاه کرد، شکمش رو پاره کنم، لوطی هم در جوابش گفت که
گفت لوطی حمدلله را که من
بد نیندیشیده ام با تو بفن
دست آخر، لوطی هم جواب داد که خوب شکر خدا که من به تو نظر بد ندارم.
حالا حکایت امثال رفسنجانی هم همین هست. این اسراری که رفسنجانی قایم کرده مثل دشنه همون کونی میمونه. این کوسه کونی اگر میخواست چیزی رو افشا کنه یا دست کسی رو رو کنه تا حالا کرده بود. از چلاقعلی، اون مصباح و اون یکی یزدی کس کش تا احمدی نژاد و نوچه هاش همه دارن کون این بابا میذارن، ولی این اسرارش رو نگه داشته که اینها اگر یک وقت علیهش قصد بدی داشته باشن همه رو رو کنه، چلاقعلی هم بهش میگه شکر خدا که ما علیه توقصد بدی نداریم

یک تیر و دو نشون

یعنی شما فکر میکنید که حکومت آخوندها در طول یک سال آینده ور می افته؟ از این جهت می پرسم که بگم اگر بیشتر طول بکشه یک تعداد زیادی از این آخوندهای مادر سگ میمیرن و میرن بر دست اون اون خمینی کس کش گه بگور و دیگه دست ملت بهشون نمیرسه. چلاقعلی هفتاد و پنج سالش هست، رفسنجانی هم همینطور. اون یزدی کون گشاد هشتادو دو سالش هست، جنتی ریقو هشتادو پنج سالشه، مصباح و مکارم و علم الهدی و این یکی و اون یکی همشون کم کم میمیرن، اونوقت باید چکار کرد؟ فکرش رو بکنید که جنتی مادرسگ به همین راحتی فقط بمیره و از دست ملت در بره خیلی زور داره. ولی من یک راه حل بی ادبانه ای دارم که درحقیقت یک تیر و دو نشون هست. این مادرجنده ها وقتی بمیرن لابد براشون آرامگاه و گنبد و از این کس شعرها درست میکنن، در نتیجه پیدا کردنشون آسونه. اون روزی که کار حکومت ولایت فقیه یک سره شد، باید استخونهای همه این آخوندهای مادرقحبه رو از قبر در آورد و همه رو ریخت تو چاه جمکران و بعد هم هرکسی که داوطلب باشه بیاد برینه توی چاه تا چاه جمکران حسابی پر بشه. اونوقت میشه یک تیر و دو نشون، هم ریدیم به هیکل هرچی آخونده و هم راه درآمدن امام زمان از توی چاه رو مسدود کردیم

پنج سالی که دهن ملت را گائید

آقا این علی ابن ابیطالب پنج سال حکومت کرد که ای کاش نکرده بود. این پنج سال شد بلای جون ما و دهن ما رو گائید. طرف همش پنج سال حکومت کرد حالا هزار سال هست که ما داریم تقاص پس میدیم. من نمی فهمم این پنج سال چه خبر بوده که همه آخوندهای باعمامه و بی عمامه اینقدر شلوغ میکنن؟آخه کس کشا کدوم حکومت عدل علی؟ اینکه نصف ایرانیها توی خونه عربها بردگی میکردن عدل هست، یا اینکه هیچ ایرانی حق نداشت سوار اسب بشه و باید دنبال کون اسب عربها میدوید؟ این بابا خواهر همه رو گائیده بود، تو پنج سال حکومت پنجاه هزار نفر آدم کشته، یعنی سالی ده هزار نفر. اون آقازاده هاش یعنی حسن و حسین هرکدوم ده تا کنیز ایرانی داشتن که تو جنگ اسیر عربها شده بودن. جاکش ها این آخوند ها خیال میکنن خر گیر آوردن، ارواح عمه تون که علی در نامه اش به مالک اشتر نوشت با مردم به نیکی رفتار کن. آخه جاکشا چنگیز هم توی یاسای چنگیزی نوشته بامردم باعدالت رفتار کنید، تیمور لنگ هم نوشته با مردم به عدالت رفتار کنید. ارواح ننه تون که علی به یتیمان رسیدگی میکرد، آره حیف که اون دوره دوربین نبود وگرنه با بچه های یتیم یک عکس هم میگرفت میداد تو روزنامه دولت چاپ کنن برای رقابت با معاویه در انتخابات. ازش نقل قول هم میکنن که علی گفت ای مردم حکومت بر شما به اندازه کفش پاره هم ارزش نداره. آره ارواح کونش اگه حکومت اندازه کفش کهنه هم ارزش نداشت چرا پس برای حکومت پنجاه هزارتا آدم کشت؟ حتما برای اینکه حقی را بر پادارد،میره، همونطوری که خمینی و خامنه ای بر پا داشتند. آخرش اینکه جناب علی ابن ابیطالب یک گهی بوده عین خمینی و خامنه ای. خدا پدر ابن مجلم رو بیامرزه که زد طرف رو کشت. فکر کنین این بابا اگه به جای پنج سال مثلا پنجاه سال حکومت کرده بود چی به سر دنیا میومد
درود بر ابن ملجم

چلاقعلی و سلطان محمد خدابنده

در اینکه چلاقعلی ولی فقیه و سر رژیم هست هیچ حرفی نیست ولی این میون باید
به یک نکته توجه کرد که همونقدر که دور وبریهای خامنه ای و احمدی نژاد و سپاه به خامنه ای احتیاج دارن همونقدر هم و شاید هم بیشتر خامنه ای به اونا محتاج هست. مرجع تقلید بدون مقلد مرجع نیست، رهبر بدون دنباله رو هم رهبر نمیشه. حکایت چلاقعلی شبیه حکایت سلطان محمد خدابنده صفوی هست
سلطان محمد خدابنده احتمالا خاک برسرترین سلطان صفوی بوده، این بابا بعد از مردن شاه اسمعیل دوم به سلطنت میرسه. دلیل سلطان شدنش هم این بود که قحط الرجال بود، و در نتیجه این بدبخت شد مرشد کامل و صوفی اعظم و در یک کلام ولی فقیه زمان خودش. این سلطان محمد خدابنده اینقدر کون گشاد و بی خاصیت بود که دور و بریهاش از درباریها تا فرمانده های ارتش همه انگشت تو کونش میکردن. در ضمن این بابا یک زنی هم داشت که بدش نمیومد در امور مرشد کامل و صوفی اعظم و ولی فقیه دخالت کنه. فرمانده های قزلباش اول چند بار به ولی فقیه امر به معروف و نهی از منکر کردن و به محمد خدابنده گفتن آخه تو مرشد کامل هستی یا زنت، ولی این بابا از بس شل و ول بود خایه نمی کرد کسی چیزی بگه و میخواست هم زنش و قوم خویشهای زنش رو راضی نگه داره هم فرمانده های قزلباش رو. در نتیجه صبر فرمانده های قزلباش که سپاه پاسداران اون دوره حساب میشدن سر اومد و یک روز ریختن توی کاخ و زن مرشد اعظم رو اول همگی گائیدن بعدش هم خفه اش کردن. تو همین حال و هوا قزلباشها که حشری شده بودن و کیرشون تو دستشون بود مادر هفتاد ساله سلطان رو هم تو کاخ پیدا کردن اون رو هم همگی گائیدن و بعد هم خفه اش کردن. سلطان محمد خدابنده هم وایساده بود و دعا میخوند و صلوات میفرستاد و صحنه رو تماشا میکرد. بعد هم همه قزلباشها یا پاسدارها رفتن وضو گرفتن و پشت سر رهبر معظم شون یعنی سلطان محمد خدابنده نماز خوندن. سلطان هم اصلا به رو خودش نیاورد که اینا زنش و مادرش رو گائیدن و کشتن و شد پیش نماز و جلو پاسداراش سرش رو گذاشت زمین سجده و کونش رو کرد هوا. ولی آخرش هم سپاه قزلباش پاسداران انقلاب صفوی زد تو کون سلطان و انداختش دور و پسرش که میشد شاه عباس شد مرشد کامل و صوفی اعظم
حکایت خامنه ای هم با احمدی نژاد و سپاه همین مدل هست و دوربین تلویزیون که نباشه احتمالا احمدی نژاد و دار ودسته اش به چلاقعلی میگن ها مادر سگ کس کش یا هر کاری که ما بگیم میکنی یا همین جا زنت رو می گائیم بعدش هم این پسر مادرجنده ات رو میکنیم ولی فقیه. خامنه ای هم صلوات میفرسته و دعا میخونه و سر شو میذاره زمین کونش رو میکنه هوا و میشه پیشنماز